ویداویدا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

تولدتمام زندگیم

اسهال ویداجونم

نفسم عمرم امروز ۹۳/۵/۵  است وشکمت از صبح تاظهر که مامانی سرکاربوده ۶بارکارکرده بود تاشبم سه چهار بار دیگه کار کرد روزبعد با دل پیچه همراه بود وهروقت می خواستی جیش کنی کلی گریه میکردی که خیس عرق میشدی الهی من بمیرم بهت کیدی لاکت شربت دای کولیک می دادم بهتر میشدی ولی امروز که ۹۳/۵/۹است هنوز اسهالت بند نیومده دیشب بهت شربت دی سیلومین هم دادم غذانمی خوردی حالا که کاملا بی اشتها شدی از دست شما دخملی گل امیدوارم هرچه زودتر زودزود خوب بشی امروز93/5/12است وشماهنوز خوب نشدی امیدوارم هرچی زودتر خوب بشی امروز به دکتربهمنی گفتم گفت اگه تا دوروز دیگه خوب نشد ببرمت پیش دکتر کیانی فردوباره نمیدونم از دندون دراوردنته ولی از خدا می خوام هرچی زودتر خوب...
9 مرداد 1393

کفش بوقی ویداجون

نفسم عمرم مامانی واست کفش بوقی خرید ولی تو پات که میکنی ازصداش میترسی ومیگی درش بیارما مانی   قربونت برم عمرم دخملی  ...
30 تير 1393

ویداجون درپیتزاشبدیز

عزیزم نفسم سلام امروز 93/4/29است وشب همه باهم عمه مهیارمهتاب عمومحمدرضا خاله عطیه مارال پویامهسا علی اقا ملینا بامامانش رفتیم پیتزاشبدیز شمآونجا خیلی خانوم بودی ودرکناربقیه یه کم پیتزا باسیب زمینی خوردی مرسی مامان جون وقتی اومدیم بیرون دیگه نمی اومدی سوارماشین اینقدرشیرین کاری کردی که عمت گفت واسش صدقه بده الهی قربونت برم مامان جون ...
30 تير 1393

چکاپ ویداجونم

دخترگلم امروز ۹۳/۴/۲۵است وشما دخملی روساعت ۹شب بردیم پیش دکتر کیانی فر چقدرمطبش شلوغ بود بعدازکلی انتظار رفتیم تادکترشماروببینه گفت که کم وزنی منم گفتم بی اشتهاست هیچی نمیخوره ازجمعه هیچی نخورده اونم گفت به زوربهت چیزی ندیم این مورد تقریبا ژنتیکیه باید هرچی که دوست داره جلوش بذارین تاخودش بخوره ای بابا ازدست شمادختری هیچ بچه ای مثل شما نیست که اینقدر مامانشو واسه خوردن اذیت کنه ولی بازم خداروشکرمی کنم ازخدامی خوام والتماسش می کنم که هرچه زودتر شمارو به اشتها بیاره الهی امین ...
27 تير 1393

تب کردن دخملی

عزیزم نفسم امروز ۹۳/۴/۲۲است و۴روزاززدن واکسنت میگذره اماامروز شماتب کردی برات شیاف استامینوفن گذاشتم فرداهم صبح مامان بزرگ یکباردیگه واست شیاف گذاشت ظهرم که من ازسرکاراومدم حال نداشتی خوابیدی عصرکه بیدارشدی بیقراربودی ساعت ۳صبح تب کردی دوباره واست شیاف گذاشتم شکرخدادیگه دوباره تب نکردی ولی همچنان یبوست داری وبی اشتهایی الهی من بنیرم واسه دخترم که اینقدرضعیفه ...
27 تير 1393

دومین ارایشگاه ویداجون

عزیز دل مامانی امروز 93/4/20است من وبابایی ساعت 9:30شب واسه دومین بار شما خانومی روبردیم ارایشگاه گوگولی ای وای چه ارایشگاه رفتنی با سری اولت کلی فرق کرده بودی اصلا نذاشتی موهاتو کوتاه کنن خیلی گریه کردی طفلی اقا هم نیمه کاره موهاتو کوتاه کرد ومامجبور شدیم برگردیم خونه   خیلی شیطون شدی نفسم   ...
21 تير 1393