ویداویدا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

تولدتمام زندگیم

۳۵ماهگی گلم

نفسم هستی ام دخمل فهمیده زرنگم  نمیدونی این روزا چقدر زرنگ وانیشتن شدی به حرفها ورفتارهای دیگران واکنش میدی ناراحت میشی قهر میبکنی میری تو فکر خلاصه رفتارات بزرگونه وخانومانه تر شده عشقم این کارات شیرینترت کرده باور کن وباعث میشی من روزی هزار بار خدامو شکر کنم که تورو به من داده خانوم خوشگلم زندگیت پر ازداده های خداوند تو که نباشی زندگی به کام من تلخ است من عاشقتم عاشق که نباشی حس باران را نمی فهمی فرق قفس با یک خیابان را نمی فهمی معنای فصل برگریزان رانمی فهمی تو که نباشی میان سر به راهی وروبه راهی هیچ کدام نیستم اواره ام ویدای دست...
12 آذر 1394

یک شب خوب پاییزی در طرقبه

ویدای من هستی من دلبندم من دلم فقط روی دل تو بند میشود لبخند که میزنی کمترین اتفاقی که می افتداختلال در تشخیص ماههای قمری است دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست مراشاد میکند ولبخند را به دنیایم هدیه می کند  حتی این روزها گاهی پرواز میکنم من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم امروز ۹۴/۸/۱۴است و ساعت ۱۱شب رفتیم رستوران گنجعلی خان طرقبه شام هوا سرد بود ولی خوش گذشت الهی که همیشه شاد وسلامت باشی ...
15 آبان 1394

چکاپ ویداجون

نازم گلم امروز ۹۴/۸/۱۲است ومن ساعت ۶:۳۰بردمت مطب دکتر نخعی مقدم در امامت اا شلوغ بود ساعت ۹نوبتت شد دکتر اصلا از قد ووزنت نسبت به قد ووزن تولدت راضی نبود قد:۸۵ووزن:۱۱اصلا خوب نبود گف ت باید دوباره u/aو  u/cبده بعد سونو کلیه در نهایت اکو قلب داروهای تکراری هر بار راهم بخوره بعد از سه ماه اگه نبم کیلو وزنش و۲سانت قدش بلند نشد باید بره پیش دکتر وکیلی هورمون درمانی الهی من برات بمیرم خدا بزرگه من مطمینم خدا کمک میکنه وهمه چی درست میشه فدات شم تک دخترم دوست دارم ...
15 آبان 1394

۳۴ماهگی گل دخترم

پاییز خوب است پا ییز عاشق است عاشقی کن پنجره ات رابه رویش باز کن هواهم هوایی شده است دلش عاشقی می خواهد پاییز دوست داشتنی من می بوسم ومی بویم برگهای زرد وقرمزت را نفس می کشم در هوایت بوی باران داری بوی خاک وبرگ من بوی خدا می فهمم از تو دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و دردفصل زیبای سادگی موسم شدید دلدادگی دوباره پاییز ویدایم تمام دنیایم راه که میروی عقب می مانم نه اینکه نخواهم با توهم قدم باشم می خواهم پاجای پاهایت بگذارم می خواهم ردپایت را هیچ خیابانی در اغوش نکشد تو تماما برای منی دختر گلم انقدر دوستت دارم که پروانه ها گیج میشوند گلها تعجب...
15 آبان 1394

پنجمین ارایشگاه نفسم

توبهار عمر منی عزیزمن  واسه پاییز دلم تو چاره ای   شب وروزش دیگه فرقی نداره توتموم لحظه هام ستاره ای ویدایم یک هفته از سی سه ماهگیت گذشته بود روز ۲۳مهر ۹۴بود که عصر مامانی اومد وبردت یک ارایشگاه زنونه وموهاتو کوتاه کرد مامانی گفت این بار خیلی دخملی خوبی بودی وساکت نشستی تا موهات کوتاه بشه الهی من فدای خوشگلیت بشم نفسم ...
24 مهر 1394

سی و سه ماهگی ویداجونم

روز میلاد تو باران امد روز میلاد تو هوا بوی شبنم وشقایق میداد میلاد پاکت مبارک عزیزم روشن ترین فرداها از ان تو باشد نازنینم سی سه ما هگیت مبارک  ...
19 مهر 1394

ویدا جونم در عروسی

دخملم ناز گلم امروز ۹۴/۷/۵است ومامان فهیمه عروسی دختر همکارش در تالار اطلسیه دعوت بود تصمیم گرفتم با شما خانوم خوشگل به اتفاق همکارم خاله مهتاب بریم عروسی ساعت ۸حاضر شدیم ورفتیم خوشبختانه کلی بهت خوش گذشت ورقصیدی امیدوارم همیشه شادی باشه تا شما نفسی خوشحال وشاد باشی دوست دارم  ...
19 مهر 1394