ویداویدا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

تولدتمام زندگیم

سومین روز مدرسه

دختر ناز من امروز 3/7/98 است من صبح رفتم سر کار شما با باباوحید رفتی مدرسه با بابابزرگ برگشتی امروز خانم ارجمند پی ام داده بود دستای ویداجون ضعیفه وباید باشما مهارت دست ورزی کار بشه   دوست دارم مینیاتور من      ...
12 مهر 1398

دومین روز مدرسه

عشق من امید من امروز 2/7/98 است روز سختی بود در مدرسه دوتا از بچه ها گریه میکردند وخانم موسوی صداشو بلند کرد در ضمن من روزهای 31 شهریور و اول ودوم مهر را مرخصی گرفته بودم دوست دارم مامانم 
12 مهر 1398

اول مهر ( اولین روز مدرسه )

زندگی من همه دنیای من اول مهر 98 هم از راه رسید اولین سال رفتن شما به مدرسه اولین سال تحولی بزرگ در زندگی شما  امروز با باباوحید مامانی وبابابزرگ رفتیم مدرسه شما ساعت 7.30 صبح دختر کوچولوی زیبای من امروز  رفته مدرسه قربونت برم من اخه تو کی انقدر بزرگ شدی اولین روز مدرسه رفتنت مبارک باشه دختر کوچولوی من اولین روز مدرست پر از تلاطم های عاطفی است امروز واسه اولین بار از اغوش من دور شدی وچند ساعتی از روزش را درجایی به نام مدرسه گذروندی امروز غلاوه بر هیجان هم نگران بودم هم پر از ترس ولی کودکی عجب زیباست روزهایی که تنها دغدغه ستاره باران شدن دفتر مشق است نه بی ستاره بودن شب بوی مداد رنگی پر از تصمیم کبری روزهای پر از دوبار نوشتن ...
12 مهر 1398