ویداویدا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

تولدتمام زندگیم

۲۱ماهگی ویداجونم

 عزیزم نفسم عمرم امروز ۹۳/۷/۱۶است وشما خانوم گلی شدی ۲۱ماهه دیگه واسه خودت یه پارچه خانوم شدی شعر بارون میادشرشر پشت خونه هاجر رو خوب وزیبا میخونی به همه میگی دوست دارم عزیزم تو نمیدونی که همه دنیای من شدی عاشقت شدم الهی که همیشه سالم باشی گلم ویدای من  ...
25 مهر 1393

دکترفرساد

امروز ۹۳/۷/۱۲است عصر باعمه مژگانت رفتیم مطب دکتر فرساد واست شزبت سرماخوردگی داد گفت واسه اضافه وزنش به جای اینترامیل گین اپ بدم الهی بمیرم از خدا میخوام  هر چه سریعتر خوب بشی   ...
25 مهر 1393

درمانگاه چمران

امید زندگی من امروز ۹۳/۷/۱۱است عصرحالت اصلا خوب نبود بردیمت چمران دکتر بهت شربت سرماخوردگی واستامینوفن داد گفت یه کم التهاب گلو وگوش داری که اگر خوب نشدی واست ازیترو رو شروع کنم الهی من واسه دخترم بمیرم    ...
25 مهر 1393

خونه غزاله جون

امروز ۹۳/۷/۸است عصربا اینکه زیاد حال نداشتی رفتیم خونه غزاله جون رونیا وشایلین جونم بودند مامان رونیکا گفت درتاریخ ۹۳/۷/۱رونیکا ۹/۲۰۰بودیعنی ۵ماهه که تموم شده رونیکا خیلی تپلیه مانانی یه خورده ازش یاد بگیر نفس زندگی من  ...
25 مهر 1393

بیقراری

      عشقم عمرم امروز ۹۳/۷/۷ است وسما از عصرش بیقراربودی ابریزش بینی داشت   ...
25 مهر 1393

بیست ماهگی ویداجونی

عشق زندگی مامان جونم عمرم امروز ۹۳/۶/۱۶است وشما خانوم گل وارد بیستمین ماه زندگیت شدی وای مامانی چقدرزود میگذره مثل بیست ماهگیت بیست بیستی نفسم خیلی خیلی شیرین شدی وشیرین کاریات هزاربرابرشده تقریبا همه حرفارو میگی مثل اله ارمرزی خانوم میگی امون رتگ زرد ابی قرمز بلدی هاپو پیشی مسس اک پشت توتی ارگوش مار ماهی رو میشناسی اسم وفامیلتو میگی ایداالیی به نینای خیلی علاقه داری هرروز عصرهم باید بری ددرهنوز از غذاخوردن با لذت خبرینیست عمه فرح من وجده شمارو تواین ماه دیدن گفتن با زم که چقدز کوچولویی به قول مامانی  که یواشکی داشت بهشون میگفت باید ویداجون هول هوش دوازده کیلو باشه ولی نیست درضمن مهتاب ومهیارجون شایلین بعذازمدتی روز۱۸ شهریور دیدن گفتن...
20 شهريور 1393