تب کردن دخترم
عزیزتر از جانم امروز۹۴/۵/۱۰ است وعصر شما خوابیدی وقتی بیدار شدی لپات یه گوله اتیش بود از تب بالا سریع واست یک شیاف گذاشتم وبعد پاشویت کردم بابات عصر کار بود خیلی ترسیدم از شدت بی حالی خیلی بیقرا ر بودی صبر کردم بابا ت اومد بردیمت درمانگاه چمران دکتر گفت سرماخوردگیه بهت شربت استامینوفن سیتریزین داد وچون گفت گلوت التهاب داره شربت ازیترومایسین داد به غیر از ازیترو بقیه داروهاتو شروع کر دم هر ۴ساعت واست شیافم می ذاشتم زنگ زدم مامانی هم شب بیاد ساعت ۳:۳۰شب از شدت تب بالا لرزگرفته بودی از شدت ترسیدن من و مامانی رفتیم دنبال عمت بردیم...
نویسنده :
مامانی
0:53









