عکس های هنری ویداجون
بابایی روزت مبارک
دخترکه باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته دخترکه باشی میدونی محکمترین پناهگاه دنیااغوش گرم پدرته دخترکه باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تودستت بگیری ودیگه ازهیچی نترسی دستای گرم ومهربون پدرته هر کجای دنیا که باشی چه باشه چه نباشه فرشته نگهبان پدرته گفت باپدرجمله بساز گفتم من باپدرجمله نمیسازم دنیامومیسازم ...
نویسنده :
مامانی
11:10
هفتمین مروارید دهانی ویداجون
نازنینم نفسم امروز7اسفند92است درحالیکه شماسوگلی تب داشتی وبی حال بودی مامانی متوجه هفتمین مرواریدخوشگل تو دهان شماشدم الهی فدات بشم که داری خانومترمیشی ...
نویسنده :
مامانی
12:17
سرماخوردگی ویداجون
نازنینم فرشته کوچولوی مامانی امروزدوشنبه 5/12/92است ظهرکه ازسرکاربرگشتم مامان بزرگ گفت ازصبح دوسه بارسرفه کردی عصردیدم سرفه هات زیادترشد خانومی یه تب خفیف هم داشتی واسه همینم بردیمت پیش دکترفرسادبیقرارشده بودی واست دیفن هیدرامین دادقطره استامینوفن هر4ساعت یک سی سی ازیترومایسین وقطره بینی اخرشب تبت خیلی زیادشد که من زنگ زدم مامان جون که شب خونه مابخوابه ماهم تاصبح پاشویت کردیم من سه شنبه تآخرهفته هم نرفتم سرکار روزبعد همش تب میکردی سرفه هات شروع شده بود کلا بی اشتها شده بودی هیچی نمی خوردی داروهاتم باهزاربدبختی بهت میدادیم شبها خیلی بیقراربودی اصلا خواب نداشتی روز چهارشنبه هم همینطوری بودی روزپنجشنبه گوش دردم شدی مرتب ابریزش بینی داشتی...
نویسنده :
مامانی
12:15
پنجمین وششمین مروارید دهانی ویداجون
عزیز دلم دخترم امروز30 بهمن 92است امروزبصورت اتفاقی دیدم یه دندون سفید خوشگل تودهان دخترم دیده میشه توهفته گذشته خیلی نق نق داشتی وشدیدا بیقراری میکردی هنوز تا به خودم اومدم ششمین دندونتم رویت شد الهی من قربون این دندونای خوشگل بشم دوست دارم مامان جون ...
نویسنده :
مامانی
12:12
تب کردن ویداجون
امروز27بهمن92است که دخترنازم روبردیم مطب دکترشاه فرهت ازدوسه روزپیش اصلا حال نداشتی بی اشتهابودی نق نق زیادمیکردی شباهمش بیداربودی دستاتم یکسره تودهنت بودکه من فکرکردم دندون داری درمیاری همش تب خفیف میکردی ولی قطع میشد.ولی روزشنیه تبت زیادشد وخیلی داغ شدی واسه همین ظهرش ساعت سه بردمت پیش دکترشاه فرهت .گفت یک ویروسه وتا سه شنبه ادامه داره .وزنتم بود 8/100نمی دونم چراشما خانومی دیربه دیروزن میگیری ولی بازم خداروشکرمیکنم به دکترگفتم قدووزنت چه جوری زیادبشه گفت قدووزن چه به دردمیخوره عقل داشتن مهمه .بهت قطره استامینوفن دادگفت هر4ساعت 20قطره بهت بدم الهی زودتر خوب بشی نفسم دوست دارم ویداجونم هوارتا....... ...
نویسنده :
مامانی
12:11
سیزده ماهگی ویداجون
نانازمن ویدای من چهارشنبه 16بهمن 92سیزده ماهگیت تموم شدوپاگذاشتی به جهارده ماهگیت عزیزمامانی دیگه دخترم داره روزبه روز بزرگتر میشه وخانومتر بعضی ازکلماتو میگی مثل بابا دد نیس دس بس نه نای نای میکنی دس دسی میکنی یه خبرخیلی خوبم اینه که تلاش میکنی راه بری دوسه قدم راه میری بعدشم تلپی می افتی الهی من فدات بشم سیزده ماهگیت مبارک دخترگلم ...
نویسنده :
مامانی
12:10
پیامک تشکر
حضورگرمتان درجشن تولدویداجون لحظات دوست داشتنی رابرایمان رقم زد دست تک تک شماعزیزان رابابت هدایاای زیبایتان می بوسیم امیدواریم درلحظات شادی زندگیتان جبران کنیم ازاینکه گرماابخش محفل شادیمان شدید متشکریم ...
نویسنده :
مامانی
12:10



