تولدتمام زندگیم

سیزده بدر باویداجون

عزیزدلم ویدایم امروز94/1/13 است ظهر ما با مامانی وخاله فریبا وعمو فرامرز رفتیم یک پارک تو ناصرخسرو نزدیک کوهسنگی خوب بود بهت تا حدی خوش گذشت ولی یکسره بغل مامانی بودی چون از یک پیرمرد بیچاره که روی یک نیمکت خوابیده بود ترسیده بودی الهی من فدای این دختر ترسو بشم  بعدرفتیم دور میدون احمداباد یک امان مدرسه موشها گذاشتن گفتیم عکس بگیریم شب رفتیم پیتزا ژاو      دوست دارم هوارتا     ...
15 فروردين 1394

سومین بهار با ویداجون

تنها دلیل زنده بودنم ویدایم نوروز پیام اور مهراست که مراوامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم نوروز چه افسانه زیبایی  زیباتر از واقعیت نخستین روز بهار گویی نخستین روز افرینش است باز عالم وادم وپوسیده گان خزان وزمستان خندان وشتابان به استقبال بهار میروندتا اندوه زمستان را به فراموشی بسپارندوانگاه سرمست وبا نشاطوبا رقص وپایکوبی باترنم این سرودطرب انگیز نوروز وجشن شکوفه هارابرگذار می نمایندوترانه عشق را به گوش عشاق برسانندوانگاه در چمنها ودشت ودمن طوفان بر پا کنندروزگارت بهاری ولحظاتت پر از شکوفه باد عیدت مبارک دخترم ویدایم من چقدر خوشبختم که تورو دارم امیدوارم همیشه سلامت وشاداب...
2 فروردين 1394
1