تولدتمام زندگیم

عروسی سحرجون

امروز ۹۳/۷/۲۲است وعروسی سحرجون هتل پردیسان دعوت بودیم اونجا همش بغلم بودی ولی بهت بازم خوش گذشت عزیز دلم   ...
25 مهر 1393

دومین سفر ویدا جون

 امروز ۹۳/۷/۱۷است عصر باخاله فریبا ساعت ۴:۳۰راه افتادیم سمت قاین از مشهد تا نزدیکیای گناباد خوشبختانه خواب بودی بعد که بیدارشدی یه خورده بدقلق شده بودی اما بعدش خوب شدی ساعت ۸:۳۰رسیدیم قاین چقدر مامانی وبابابزرگ با اومدنت خوشحال شدن تا روز دوشنبه که عیدغدیر بود یعنی ۹۳/۷/۲۱قاین بودیم عصرعیدغدیر برگشتیم مشهد خیلی بهت خوش گذشت خداروشکرنفسم   ...
25 مهر 1393

دومین سفر ویدا جون

امروز ۹۳/۷/۱۷است عصر باخاله فریبا ساعت ۴:۳۰راه افتادیم سمت قاین از مشهد تا نزدیکیای گناباد خوشبختانه خواب بودی بعد که بیدارشدی یه خورده بدقلق شده بودی اما بعدش خوب شدی ساعت ۸:۳۰رسیدیم قاین چقدر مامانی وبابابزرگ با اومدنت خوشحال شدن تا روز دوشنبه که عیدغدیر بود یعنی ۹۳/۷/۲۱قاین بودیم عصرعیدغدیر برگشتیم مشهد   ...
25 مهر 1393

۲۱ماهگی ویداجونم

 عزیزم نفسم عمرم امروز ۹۳/۷/۱۶است وشما خانوم گلی شدی ۲۱ماهه دیگه واسه خودت یه پارچه خانوم شدی شعر بارون میادشرشر پشت خونه هاجر رو خوب وزیبا میخونی به همه میگی دوست دارم عزیزم تو نمیدونی که همه دنیای من شدی عاشقت شدم الهی که همیشه سالم باشی گلم ویدای من همزمان با ۲۱ماهگیت دو تا دندون نیش پایینیتم رویت شد وشدی ویدا جون ۱۶ دندونه قربونت بشم نیست درجهان من ...
25 مهر 1393

۲۱ماهگی ویداجونم

 عزیزم نفسم عمرم امروز ۹۳/۷/۱۶است وشما خانوم گلی شدی ۲۱ماهه دیگه واسه خودت یه پارچه خانوم شدی شعر بارون میادشرشر پشت خونه هاجر رو خوب وزیبا میخونی به همه میگی دوست دارم عزیزم تو نمیدونی که همه دنیای من شدی عاشقت شدم الهی که همیشه سالم باشی گلم ویدای من  ...
25 مهر 1393

دکترفرساد

امروز ۹۳/۷/۱۲است عصر باعمه مژگانت رفتیم مطب دکتر فرساد واست شزبت سرماخوردگی داد گفت واسه اضافه وزنش به جای اینترامیل گین اپ بدم الهی بمیرم از خدا میخوام  هر چه سریعتر خوب بشی   ...
25 مهر 1393

درمانگاه چمران

امید زندگی من امروز ۹۳/۷/۱۱است عصرحالت اصلا خوب نبود بردیمت چمران دکتر بهت شربت سرماخوردگی واستامینوفن داد گفت یه کم التهاب گلو وگوش داری که اگر خوب نشدی واست ازیترو رو شروع کنم الهی من واسه دخترم بمیرم    ...
25 مهر 1393

خونه غزاله جون

امروز ۹۳/۷/۸است عصربا اینکه زیاد حال نداشتی رفتیم خونه غزاله جون رونیا وشایلین جونم بودند مامان رونیکا گفت درتاریخ ۹۳/۷/۱رونیکا ۹/۲۰۰بودیعنی ۵ماهه که تموم شده رونیکا خیلی تپلیه مانانی یه خورده ازش یاد بگیر نفس زندگی من  ...
25 مهر 1393

بیقراری

      عشقم عمرم امروز ۹۳/۷/۷ است وسما از عصرش بیقراربودی ابریزش بینی داشت   ...
25 مهر 1393