تولدتمام زندگیم

تولد5سالگی دخترم

دخترم امیدم عشقم ازروزی که صدایت دروجودم طنین انداز شد شتاب تپیدن قلبم روبه فزونی یافت امروز پانیه ها نام تورافریاد می زنند امروز روز تولد توست ومن هرروز بیش از پیش به این راز پی میبرم که توخلق شده ای که برای من زیباترین لحظه ها رابسازی ای زیباترین ترانه هستی بدان که شب میلادت برایم ارمغان خوبی ها وزیبایی هاست روز 16 دیماه خورشید شادمانه طلوعش راخواهد کرد ودنیا رنگ دیگری گرفت قلبها به مناسبت امدنت خوشامد خواهند گفت فرشته اسمانی من سالروز زمینی شدنت مبارک عزیزتر از جانم 16 دیماه 96 همزمان با تولد 5سالگیت بسیار بسیار مبارک  ...
6 بهمن 1396

تب وسرفه ویداجون

نازنین مامان امروز 13/10/96 است وسه روز دیگه تا تولد 5 سالگی مونده عزیز دلم ولی متا سفانه چون من شدیدا انفلوانزا گرفته بودم ششماهم ازم گرفتی وشب تب کردی وخیلی هم سرفه میکردی عشقم تایک هفته تقریبا چیزی نخوردی وحسابی بدنت ضعیف شده بود الهی من فدات بشم عشقم ...
6 بهمن 1396

شب یلدا

دختر نازنینم عشقم امروز 30/9/96 است من وشما قرار شد ظهر با مامانی ودایی وبابا بزرگ بریم گناباد واسه شب چله زهره جون اما برنامه به هم خورد واسه همین رفتیم خونه مامان اصدقی همه بودند به جز بابا وحید مامان بزرگتم از تهران اومد بهت خیلی خوش گذشت قد شایلین بود 114 سانت مامانشم گفت وزنش باید 18 کیلو باشه اسم مهدشم نمونه تو بلوار فکوری بود الهی من فدای تو بشم دختر گلم که با شایلین اینقدر متفاوتی ولی خدارو شکر میکنم بازم از خدا میخوام که همیشه سالم وسرحال باشی عشقم  دوست دارم فرشته مهربونم ...
1 دی 1396

دکترویدایم

امروز26/9/96 است ظهر ساعت 11.30باباوحید عشقمو اورد پیش دکتر سبزواری واسه زانو درد پای راستش  گفت چیز نگران کننده ای نیست ولی گفت واسه اطمینان عکس بگیریم بعد خودم شما خانوم گلی رو بردم پیش دکتر خانی وزنت بود 14 کیلو قدتم بود 102 سانت گفت هردوش کمه باید قد 107سانت ووزن 18 کیلو باشه در سن 5سالگی خلاصه دارو نوشت الهی من فدات بشم عشقم که از اون روز من دیوونه تر شدم ودو سه با بدجوری کنتر اعصابمو نسبت به شما از دست دادم خیلی دوست دارم عشقم  ...
1 دی 1396

59ماهگی نازنینم

ویدای من دنیای من روزی که به دنیا امدی هرگز نمیدانستی زمانی خواهد رسید که ارامش بخش روح وروان کسی میشوی که با تو دنیا برایش زیباتر است بهانه ارامشم تولدت مبارک   ...
23 آذر 1396

غذا نخوردن ویدا

عزیز دلم ویدای من امروز 10/8/96 است شما صبح بیدار شدی ویک لیمو شیرین خوردی من که رفتم سرکار با خاله فریده رفته بودی خونه داداشش تا ظهر دیگه هیچی نخوردی منم که ظهر اومدم عصبانی شدم باباتم ظهر نیومد خونه تاشب بهت هیچی ندادم الهی من فدات بشم    ...
13 آبان 1396

jتب ودل درد شدید عشقم

ویدای من دنیای من امروز 6/8/96 است شب شما خیلی بی حال بودی وتب شدید کردی من صبحش نرفتم سرکار پیشت موندم عشقم باز دوباره 8/8//96 صبح که رفتم سرکار ساعت 9 صبح خاله فریده زنگ زد که شما دل درد شدید داری صدای جیغتو از پشت تلفن شنیدم خیلی خیلی ناراحت شدم زنگ زدم به مامان بزگت اومد پیشت بعد تورو برد خونه خودشون شب که شکمت کار کرد بهتر شدی الهی من بمیرم واسه یکی یه دونم تو عشق منی خیلی دوست دارم نفسم    ...
13 آبان 1396